تبليغاتX
بزرگراه محبت

شنیده ها مشکوک می کنندم - دلیجان

شنیده ها مشکوک می کنندم

غیبتی کوتاه داشتم ٬ اینهمه تغییر در این کوتاه ! چه می بینم ! چه می شنوم !

انتظارم گونه ای دیگر تخمین می زد اتفاق را و حال ...

به یقین می دانم خواب می بینم ٬ خوابی آشفته ٬ چه کسی تعبیر می کند خوابم را !

اگر از سفر بگویی به خواب فرو رفتگان ٬ برچسبی از دیوانگی با گوشه ترحمی از جنس نادانی نثارت می کنند ! دیگر فرقی نمی کند آسمانت بوی خون بدهد و سرخ رنگ باشد !  آسمان برای همه آبی است ٬ رنگ آسمان را در زیر چهره شاد نمای خود پنهان میکنم ٬ صدای هق هق و زاری را گم میکنم با قه قه و خنده ولی چشمهایم را توان دروغگویی نیست.

اصلا آسمان من هم آبی ست چه بگویم کلمات هم این روزها اشک می ریزند نای گفتن نیست ...

اینجا دیدن چشم نمی خواهد حضور می خواهد و دل !

+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 3 بعد از ظهر |

عبور از دشوار تنهایی

بیشتر که میگذرد پیشتر از اینم بیشتر هلهله میکند.

بن بستهای اینچنین نبودن را نمی توان با بی خیالی گذر کرد . مطمئنا آشفتگی اشتباه با دود و شراب و طعام منظم نمی شود. تنگناهای راهروی تنهایی را نمی توان٬ نه نمیتوان هیچگاه با چسب زخمهای کوچه خیابانیهای بی هویت التیام داد ٬فقط زخمها را تازه تر میکند. پرسه زنی در حرفها کهنه و نو فقط زمان را خرج میکند. تصویرهای ساختگی مهم نیست که هیچ٬ فقط دل را اسیر چشم میکند. ولی قلب هنوز خودش هست که می تپد و شنیدن نوایش ادامه را دعوت میکند به خوبی...

پیشتر هر چه بود درد نداشت یا اگر هم داشت کلام التیامش می داد.

 پیشتر هر چه بود چرکین نبود از تاریکی هویت و شرف٬ اگر هم بود دیدار محتوایش میداد.

پیشتر هر چه بود می شد آرامش را در پس حزن و ظاهر آشفته فریاد زد٬ حال ظاهر آرم است و خانه بلواست.

هر چه هست هنوز صدای هلهله را می شود شنید ٬ خوب است ٬ امید هست همین کافی است

دعا را بهانه ای قرار داده ایم ....  زودتر  

+ نوشته شده توسط احمد در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 4 قبل از ظهر |
۱۳۸۶ گذشت!

بشینیم  ببینیم تو این ۱سال دله چند نفر رو شاد کردیم٬ دل چند نفر رو شکستیم٬ دست چند نفر رو رها کردیم٬ دست چند نفر رو گرفتیم و بلندش کردیم٬ چه قدر تو این ۱سال موفقیت کسب کردیم ٬ چه قدر شکست خوردیم و ...

فقط مرور نمی تونه کافی باشه٬ باید تلاش کنیم تا خوبی هامون رو ادامه بدیم و بدی هامون رو حذف کنیم و از شکست هامون عبرت بگیریم....

خوب راستش واسه من که خوب بود - دروغ کمتر گفتم - سعی کردم به کسی بدی نکنم - دوستای جدید و خوبی پیدا کردم - همه تلاشما کردم تا کاری برای کشورک کنم - چند تایی هم کتاب غیر درسی خوندم - مسافرتم رفتم و تجربه های زیادی به دست آوردم - از اشتباهاتم درسهای جدیدی گرفتم- از همه مهمتر یاد گرفتم فقط از خدا بترسم...

راستی شما تو سال ۸۶ چیکار کردین؟ چه قدر تونستین به اهداف خودتون برسین؟چه قدر اشتباه کردین و راه درستی رو نرفتین؟ برای سال جدید چه برنامه هایی دارید؟ خوشحال می شم اگه بدونم برنامه دوستام برای سال جدید چیه؟شاید به دردم خورد....

سال نو به همتون مبارک.... « بهترینها را براتون آرزو می کنم»

نوروز مبارک

یادمان باشد از امروزخطایی نکنیم

گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم

یادمان باشد اگر شا خه گلی را چیدیم

وقت پرپر شدنش سازو نوایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق زهر بی سرو پایی نکنیم

+ نوشته شده توسط احمد در یکشنبه چهارم فروردین 1387 و ساعت 6 بعد از ظهر |